59.آش دندونی با حداقل امکانات!
یادمه یه روز یاسی گفت کیان دندونش اذیت میشد و یکی از فامیلها براش آش دندونی پخته ... بعد برام جالب بود چون معمولا اول دندون درمیاد بعد آش رو میپزن که بازم یاسی گفت برای اینکه بچه راحت تر دندون دربیاره این کار رو میکنن ... آمیتیس هم خیلی کلافه س ولی خبری از دندون نیست:( منم گفتم آش دندونی بپزم شاید کمکی شد! حالا به اون نشه به من که میشه:دی من عاشق آش و سوپم خوب! خلاصه صبح حبوبات خیس کردم و به بابا مرتضی گفتم گندم بخره ... ظهر با کلی غرغر بالاخره گندم خرید - آخه اینجا هیچی پیدا نمیشه! کلی گشته طفلی تا گندم یافته! - خلاصه که ظهر آش رو بار گذاشتم و عصری عجب آشی شد! آمیتیس هم خورد و کلی خوشش اومد:) خیلی خوشمزه شد ... توصیه میکنم برای بچه هاتون ...










